Environmental Health Engineering |
بررسي روش هاي حذف دترجنت از فاضلاب صنعتي صنايع خودروسازي و استانداردسازي آن
بررسي اثر فرآيند الكتروشيميايي در حذف فسفر از پساب تصفيه شده خروجي از سيستم لجن فعال
مديريت زباله هاي شهري
قسمت 3
دكتر قاسمعلي عمراني
دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي تهران
3 ـ منبع توليد زباله هاي شهري
توجه به منابع توليد همراه با آگاهي از تركيب و نرخ توليد زباله، اساس مديريت مواد زايد جامد را تشكيل ميدهد. از بررسيهاي انجام شده در اين زمينه چنين نتيجه گيري ميشود كه نوع زباله توليد شده در هر شهر و منطقه در ارتباط مستقيم سيستم فعاليت، اماكن توليد و نحوه زندگي مردم است. وجود قطبهاي صنعتي، ساخت و سازها و ديگر عوامل توليد زباله تاثير اساسي مدفوع و تركيبات مختلف مواد زايد جامد و در نتيجه سيستمهاي مديريتي آن دارد (3).
4 ـ جمع آوري و حمل و نقل زباله هاي شهري
جمع آوري و حمل و نقل زباله يكي از مهمترين عمليات مديريت مواد زايد جامد است. طبق محاسبات انجام شده حدود 80 درصد كل مخارج مديريت مواد زايد جامد مربوط به جمع آوري زباله است. كه درصد بالايي از اين مقدار مربوط به حقوق كارگران و نيروي انساني است. به عبارت ديگر اكثريت مخارج سيستم مديريت مواد زايد جامد فقط صرف حقوق و دستمزد ميشود. به همين جهت اصلاح، بهينه سازي و مكانيزه كردن سيستم جمع آوري و حمل زباله، ضمن تسريع در عمليات، هزينه و نيروي انساني كمتري را نياز خواهد داشت. ذيلا چند مورد از سيستمهاي مختلف جمع آوري و حمل و نقل زباله كه هم اكنون در كشور ما رايج بوده و به عبارتي مناسب تشخيص داده شده است، به اختصار، بيان ميشود.
الف ـ جمع آوري زباله از كيسه هاي پلاستيكي و يا بشكه هاي مستعمل كه به عنوان ظروف نگهداري زباله مورد استفاده قرار گرفته و مبادرت به تخليه آنها در كاميونهاي زباله كش ميگردد. اين روش كه در حال حاضر در اغلب شهرهاي كشور انجام ميگيرد. در صورتيكه در خطوط جمع آوري مناسب قرار گيرد يكي از روشهاي متناسب و مفيد به حساب ميآيد.
ب ـ حمل زباله از منازل بوسيله گاريهاي دستي و انتقال مستقيم آنها به كاميونهاي سرپوشيده. در اين روش زباله هاي خانگي طبق برنامه هاي پيش بيني شده توسط كارگران تنظيف شهري از منازل جمع آوري و بوسيله چرخهاي زباله با حجم كافي به ايستگاه هاي مشخص شده در سيستم منتقل گرديده و مستقيماً در كاميونهاي زباله كش، بارگيري ميشوند.
ج ـ جمع آوري زباله از منازل و مراكز توليد و انتقال آن به جايگاه هاي موقت شهري. استفاده از اين روش عموماً در شهرهاي قديمي به علت وجود كوچه هاي تنگ و باريك، عدم دسترسي به ماشين آلات ويژه حمل و نقل و يا كمبود پرسنل تنظيف، معمول است. در اين روش زباله هاي خانگي بوسيله مامورين شهرداري با استفاده از چرخهاي زباله كه عموماً غيربهداشتي است به جايگاه هاي موقت حمل گرديده و بر روي هم تلنبار ميشوند تا بوسيله كاميونهاي زباله كش و يا هر وسيله ديگر به ترمينالهاي زباله و يا محل دفع حمل شوند.
د ـ كاربرد وانتها در حمل و نقل زباله : استفاده از وانتهاي حمل زباله كه طي چند سال اخير در بسياري از شهرهاي كشور معمول گرديده روشي است كه زباله مستقيماً از كوچه و خيابانهاي باريك برداشته شده و به ايستگاه هاي انتقال، حمل ميگردد. توصيه صريح در استفاده از وانتها منحصر به نواحي و محله هايي از شهر است كه امكان تردد براي كاميونهاي بزرگتر نباشد.
ه ـ سيستمهاي جمع آوري زباله با كانتينرهاي ثابت : (S.C.S (Stationary Container System : در اين روش كانتينرهاي مستقر در اماكن توليد زباله بوسيله مردم و يا مامورين شهرداري بارگيري ميشوند. سپس كاميونهاي ويژه حمل زباله، طبق برنامه از پيش تعيين شده به محل استقرار كانتينر حركت نموده و پس از تخليه زباله در مخزن خود، كانتينر را در محل اصلي مستقر مينمايند. زباله هاي تخليه شده از كانتينرها به ايستگاه انتقال، ترمينالهاي زباله و يا محلهاي دفع منتقل ميشوند (2).
4 ـ 1 ـ ايستگاههاي انتقال يا ترمينالهاي زباله
ايستگاههاي انتقال يا ترمينالهاي زباله كه عموماً در شهرهاي بزرگ احداث ميشوند فضاهاي مسطح و حصاركشي شده اي هستند كه در اصل براي بارگيري زباله از ماشين آلات كوچك به كاميونهاي بزرگ زباله كش مورد استفاده قرار ميگيرند.
اين تاسيسات زماني بكار گرفته ميشوند كه محل دفع نهايي از محل جمع آوري زباله فاصله زيادي داشته باشد. در چنين شرايطي حمل مستقيم زباله با ماشين آلات كوچك و كم حجم از اماكن توليد به محل اصلي دفع غير اقتصادي بوده و هزينه هاي گزافي را در بر خواهد داشت، كنترل كامل ايستگاه هاي انتقال زباله از نظر آلودگي، انتقال سريع زباله از محل به كمك روشهاي پيشرفته و نيز ترتيب فضاي سبز و گل كاري الزامي خواهد بود.
5 ـ كميت زباله هاي شهري
آگاهي از كميت زباله هاي شهري براي طراحي سيستم مديريت مواد زايد جامد شهري از اهميت ويژه اي برخوردار است و بدون اطلاع از آن نميتوان پرسنل، ظرفيت و تعداد ماشين آلات مورد نياز را محاسبه نمود. تاكنون برآوردهاي مختلفي براي ميزان توليد زباله هاي شهري ارائه شده است. مثلا براي ايران نرخ توليد سرانه زباله حدود 800 گرم برآورد شده كه مسلّما در شهرهاي مختلف متفاوت است.
بايد توجه داشت كه نرخ زباله به عوامل متعددي از قبيل موقعيت جغرافيايي محل، شرايط آب و هوايي، فصول سال، وجود يا عدم وجود سيستم بازيافت، آداب و رسوم، فرهنگ مردم، وضعيت اقتصادي، سطح آموزش و سطح بهداشت جامعه بستگي دارد كه بايد براي هر شهر به صورت جداگانه و اختصاصي محاسبه شود. نكته مهم اينكه از اعداد و ارقام به دست آمده در نقاط ديگر مستقيماً در طراحي سيستم مديريت مواد زايد شهر مورد نظر ميتوان استفاده نمود.
6 ـ روشهاي دفع زباله
روشهاي معمول كه تاكنون براي دفع زباله بكار گرفته شده است شامل بازيافت، سوزاندن، دفن بهداشتي و تهيه كمپوست با استفاده از سيستمهاي سنتي، نيمه صنعتي و مدلهاي پيشرفته هوازي و غيرهوازي است. با توجه به موقعيّت جغرافيايي و آب و هوايي شهرهاي كشور و وجود زمينهاي باير فراوان در اطراف شهرها و همچنين ويژگيهاي خاص زباله هاي شهري در ايران كه بيش از 70% آنها را مواد آلي تشكيل ميدهد، روشهاي سوزاندن، كمپوست و دفن بهداشتي به صورتي كه در ابتدا با اجراي سيستمهاي بازيافت از مبدأ توليد همراه باشد از اهميت خاصّي برخوردار است كه ذيلاً به صورت خلاصه مورد بحث قرار ميگيرد.
6ـ 1 ـ سوزاندن (Incineration)
در ايران با توجه به كيفيت زباله هاي شهري كه بهره وري بازيافت و كودسازي در آنها زياد است و نيز با عنايت به وجود زمينهاي باير و فراواني كه در اطراف شهرها تناسب خاصي براي دفن بهداشتي زباله دارند، سرمايه گذاري در جهت احداث كارخانه هاي زباله سوز، توصيه نميشود. اما از آنجا كه آلودگي بيولوژيكي و عفوني زباله هاي بيمارستاني معمولا بيش از انواع ديگر زباله است، كارشناسان، بهترين روش براي دفع زباله هاي مراكز درماني را سوزاندن در كوره هاي زباله سوز، توصيه كرده اند. ضمنا محاسن و معايب سوزاندن زباله با دستگاه هاي زباله سوز به شرح زير خلاصه ميشود:
محاسن
· اين روش موثرترين روش دفع زباله است كه در مقايسه با ساير روشهاي دفع به زمين كمتري نياز دارد. خاكستر باقيمانده به علت عاري بودن از مواد آلي و باكتريها از نظر بهداشتي مخاطره آميز نبوده و قابل دفن است.
· آب و هوا و تغييرات جوي تقريباً تاثير مهمي در اين روش ندارد.
· سوزاندن زباله در دستگاه هاي زباله سوز منافع جنبي نظير استفاده از حرارت ايجاد شده براي گرم كردن بويلرها و در نتيجه توليد انرژي بهره دارد.
معايب
· اين روش در مقايسه با ساير روشها به سرمايه گذاري و هزينه اوليه بيشتري نياز دارد.
· اين روش ايجاد بو، دود و آلودگي هوا مينمايد كه عموماً مورد اعتراض مردم است.
· به پرسنل كارآزموده و افراد مجرب براي بهره برداري و نگهداري از دستگاه هاي زباله سوز نياز است.
· هزينه نگهداري و تعميرات در اين روش بيش از ساير روشهاي دفع زباله است.
· اين روش براي دفع مواد زايد خطرناك نظير مواد راديواكتيو و مواد قابل انفجار روش مناسبي نيست (5).
6ـ 2 ـ كمپوست يا كود گياهي
تهيه بيوكمپوست از فضولات شهري در مقايسه با ساير روشهاي دفع زباله، بخصوص سوزاندن، ارزان تر و اقتصادي تر است، بطوريكه در حوالي شهرها با سرمايه گذاري كمي ميتوان كود مناسبي جهت توسعه فضاي سبز شهري و يا به منظور فروش تهيه نمود. يادآور ميشود كه به علت گنجايش نسبتا زياد تاسيسات تهيه كمپوست و نيز محدوديت حجم توليد و الزام به رعايت زمان تبديل مواد آلي زباله به كمپوست، نميتوان كليه زباله هاي شهري را به كود كمپوست تبديل كرد، بلكه استفاده از روشهاي ديگر دفع زباله نظير دفن بهداشتي نيز يك مسئله اجتناب ناپذير است. از آنجا كه بيش از 70% از زباله هاي شهري در ايران را مواد آلي تشكيل ميدهند توليد بيوكمپوست ميتواند بخوبي در صدر برنامه هاي بازيافت و دفع بهداشتي زباله در كشور ما قرار گيرد.
تعريف كلمه كمپوست ـ عبارت است از تجزيه كنترل شده مواد آلي در حرارت و رطوبت مناسب بوسيله باكتريها، قارچها، كپكها و ساير ميكروارگانيسمهاي هوازي و يا غير هوازي. كمپوست داراي درصد زيادي هوموس است. هوموس اصلاح كننده خاك بوده و باعث بهبود شرايط زندگي و عملكرد موجودات خاك ميشود. نكته مهم اينكه هوموس حاوي مقدار زيادي مواد ازته ميباشد كه بتدريج در خاك آزاد شده و در اختيار گياه قرار ميگيرد (4).
عوامل موثر در تهيه كود از زباله
· رطوبت توده كمپوست بايستي بين 50 تا 60 درصد باشد.
· تامين اكسيژن مورد نياز براي تجزيه مواد (هوادهي) .
· درجه حرارت مورد نياز براي تجزيه مواد حدود 60 درجه سانتي گراد است.
· همگن بودن مواد به منظور كنترل عمل تجزيه .
· تنظيم نسبت (اين نسبت بايد حدود 30 باشد) .
· ابعاد و قطعات موادي كه بايد تجزيه گردند هرچه كوچكتر باشد، مجموع سطح آنها بيشتر شده و در نتيجه سطح تماس آنها با ميكروارگانيسم افزايش مييابد.
اصول كار در تهيه كود از زباله، هوادهي متناوب موادي است كه از آنها كمپوست تهيه ميشود. هوادهي علاوه بر تامين اكسيژن مورد نياز براي تجزيه مواد، باعث افزايش درجه حرارت، كنترل مگس و بوهاي ناهنجار و در نهايت تسريع در عمل تجزيه مواد ميشود. در تهيه كود از زباله، دفع مواد غير قابل كمپوست، جداسازي مواد غيرقابل كمپوست، ميزان نياز به كمپوست، و نحوه كاربرد آن، توليد بو و كنترل آن، جنبه هاي بهداشتي و قيمت تمام شده كمپوست همگي فاكتورهايي هستند كه بايد به دقت مورد توجه قرار گيرند.
6ـ 3 ـ دفن بهداشتي زباله
دفن بهداشتي زباله عبارت است از انتقال مواد زايد جامد به محل ويژه دفن آنها در دل خاك بنحوي كه خطري متوجه محيط زيست نشود. دفن بهداشتي، يك روش موثر و ثابت شده براي دفع دائم مواد زايد است. در هر منطقه اي كه زمين كافي و مناسب وجود داشته باشد، روش دفن بهداشتي ميتواند بخوبي مورد استفاده قرار گيرد. اين روش متداول ترين روش دفع زباله در جهان است.
عمليات دفن بهداشتي زباله شامل چهار مرحله زير است:
· ريختن زباله در يك وضع كنترل شده
· پراكندن و فشردگي زباله در يك لايه نازك براي حجم مواد (به ضخامت حدود 2 متر)
· پوشاندن مواد با يك لايه خاك به ضخامت حدود 20 سانتي متر
· پوشش لايه نهايي زباله به ضخامت حدود 60 سانتي متر با خاك
دفن بهداشتي زباله يك روش كاملاً قابل قبول و مطمئن براي دفع زباله هاي شهري است و به عنوان يك جايگزين در مقابل تلنبار كردن زباله مطرح است. پوشاندن مواد در دفن بهداشتي زباله به طور موثر از تماس حشرات، جوندگان، حيوانات ديگر و پرندگان با زباله ها جلوگيري به عمل ميآورد. لايه پوششي خاك همچنين از تبادل هوا و مواد زايد جلوگيري كرده و مقدار آب سطحي را كه ممكن است به داخل محل دفن نفوذ كند به حداقل ميرساند. ضخامت لايه خاكي كه براي پوشش روزانه مواد به كار ميرود بايستي حداقل 15 سانتي متر و پوشش نهايي خاك در روي شيارهاي زباله 60 سانتي متر باشد تا از نظر ايجاد و يا نشت گازهاي توليدي در اعماق و يا سطح زمين كنترل لازم به عمل آيد.
6ـ3ـ 1 ـ انتخاب محل دفن زباله
انتخاب زمين مورد نياز مناسب براي دفن زباله هاي شهري، مهمترين عمل در دفن بهداشتي محسوب ميشود كه بايد با دقت كافي و همكاري ادارات و موسساتي چون حفاظت محيط زيست، بهداشت محيط، سازمان آب منطقه اي، سرجنگلداري، كشاورزي و منابع طبيعي و نيز با تشريك مساعي شهرداريها انجام شود. محل دفن بهداشتي زباله بايد حداقل به مدت 25 سال محاسبه شده و در جهت توسعه شهر نباشد. اين امر هم از نظر ايجاد ترافيك ناشي از رفت و آمد كاميونهاي زباله كش و هم از نظر مسائلي كه در اجراي عمليات در محل دفن مورد توجه است، حائز اهميت است. انتخاب نوع زمين براي طراحي دفن بهداشتي زباله و عمليات بهره برداري و نيز ابزار مورد نياز تاثير بسيار مستقيمي در اين مورد دارد. بطور خلاصه فاكتورهاي مهمي كه در انتخاب محل دفن زباله بايد مورد توجه قرار گيرند، عبارتند از توجه به بهداشت و سلامت عمومي، سطح زمين مورد نياز، توپوگرافي منطقه، مطالعات هيدرولوژي و زمين شناسي جايگاه، قابليت دسترسي به خاك پوششي مناسب، قابليت دسترسي به محل دفن، فاصله شهر تا محل دفن، رعايت جهت بادهاي غالب، زهكشي محل دفن، هزينه ها و استفاده هاي آتي از زمين و توجه خاص هر طرح جامع توسعه شهري.
6ـ3ـ 2 ـ روشهاي مختلف دفن بهداشتي زباله
روشهاي مختلف دفن بهداشتي زباله بر حسب موقعيت جغرافيايي، سطح آبهاي زير زميني و ميزان خاك قابل دسترس جهت پوشش زباله بسيار متفاوت است. قابل ذكر است كه توضيح كامل يكايك اين روشها از حوصله اين گفتار، خارج بوده و تنها با شرح كلي روشهاي مسطح، سراشيبي، ترانشه اي اكتفا ميگردد. توضيح كامل اين روشها و يا سيستمهاي ديگر دفن بهداشتي زباله در كتب و مراجع مربوطه موجود است (6).
الف ـ روش دفن بهداشتي به صورت مسطح (Area Method)
از اين روش در موقعي استفاده ميشود كه زمين براي گودبرداري، مناسب نباشد در اين روش زباله ها بعد از تخليه به صورت نوارهاي باريكي به ضخامت 75ـ40 سانتي متر در روي زمين تسطيح گرديده و لايه هاي زباله فشرده ميشوند تا ضخامت آنها به 300ـ180 سانتي متر برسد. از اين مرحله به بعد روي لايه هاي آماده شده قشري از خاك به ضخامت 30ـ15 گسترده و فشرده ميشوند.
ب ـ روش سراشيبي (Ramp Method)
اغلب در موارديكه مقدار كمي خاك براي پوشش زباله در دسترس باشد از روش سراشيبي استفاده مينمايند. اصولا مساعدترين منطقه براي عمليات دفن بهداشتي زباله در اين روش، مناطق كوهستاني با شيب كم است، كه خوشبختانه به وفور در كشور ما يافت ميشود. در اين عمليات جايگزيني و فشردن مواد طبقه روش قبلي صورت گرفته و خاك لازم براي پوشاندن زباله از قسمتهاي ديگر محل تامين ميگردد.
ج ـ روش ترانشه اي يا گوداي (Trench Method)
اين روش در مناطقي كه خاك به عمق كافي در دسترس بوده و سطح آبهاي زير زميني به كفايت پايين است مورد استفاده قرار ميگيرد. بدين ترتيب ترانشه هايي بطول 30-12 ، عمق 4ـ1 و عرض 15ـ5/4 متر حفر ميشود. از اين پس زباله در ترانشه هايي كه از قبل آماده شده است تخليه گرديده و به صورت لايه هاي نازكي كه معمولا بين 200ـ150 سانتي متر است فشرده ميگردد.
ارتفاع اين لايه ها بايستي حداكثر 5/2-2 متر رسيده و و در صورت لزوم با قشري از خاك به ضخامت 30ـ10 سانتي متر پوشيده شوند.
شبكه توزيع آب شهر زوريخ بدون تزريق كلر
چکیده:
بمنظور پاسخگويي به نياز جامعه در راستاي تامين آب آشاميدني عاري از تركيبات مضر جانبي و با طعم غير شيميايي، شركت آب و فاضلاب شهر زوريخ- سويس، در سال 1993 مبادرت به بهره برداري سيستم آبرساني در مقياس كامل براي توزيع آب آشاميدني عاري از هر نوع مواد شيميايي نمود. بدين ترتيب مواد شيميايي كه در محل خروج آب از تصفيه خانه ها بمنظور جلوگيري از آلودگي مجدد آب در لوله هاي شبكه آبرساني، به آب تصفيه شده اضافه ميگردد، كاملا حذف شد. پياده سازي اين سيستم عاري از مواد شيميايي ضدعفوني كننده سالها بطول انجاميد. در طول اين مدت مقدار مواد شيميايي بصورت گام به گام تقليل يافت. اين فرايند نشان داد كه چه در مدت آزمايش و چه در زماني كه بهره برداري از سيستم توزيع عاري از مواد ضدعفوني كننده رسما آغاز شد هيچ مشكلي در شبكه توزيع بوجود نيامد. مقدار متوسط شمارش ميكروبي در محل خروجي تصفيه خانه ها بميزان كمي يعني از صفر تا 3 واحد در ميليمتر به صفر تا 6 واحد در ميليگرم و در نقاط نمونه برداري داخل شبكه از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليمتر افزايش يافت. افزايش هاي موضعي شمارش ميكروبي بميزان 100 تا 300 واحد در ميليمتر كه در بعضي موارد قبل از پياده سازي پروژه نيز مشاهده مي شد، بلافاصله پس از شستشو با آب با سرعتي معادل 5/0 متر در ثانيه، برطرف ميگرديد.
موقفيت اين پروژه نشان داد كه آب آشاميدني كه حتي از آبهاي سطحي تامين ميشود، لزوما به اضافه نمودن مواد ضدعفوني كننده احتياج ندارد.
1- مقدمه
رساندن آب آشاميدني فاقد ميكروبهاي بيماري زا به مصرف كننده وظيفه اصلي كليه سازمانهاي آب است. بهمين دليل است كه عمدتا بمنظور حفاظت آب، قبل از ورود آب به شبكه توزيع مقدار كمي ماده ضدعفوني- اغلب كلر، اسيد هيپوكلريك يا دي اكسيد كلر- به آب آشاميدني اضافه ميشود. اين ”حفاظت شبكه” از رشد دوباره باكتريها در لوله هاي توزيع آب جلوگيري نموده و بهداشت آب آشاميدني در محل مصرف را تضمين مي كند.
در سالهاي اخير سازمانهاي آب با مخالفت افكار عمومي با استفاده از مقادير بالاي مواد ضدعفوني كننده در آب مواجه شده اند. بدين منظور مقدار غلظت مواد جانبي گندزدايي (DBP) كه از تركيب ماده ضدعفوني با ناخالصي هاي آب توليد ميشود، با تعيين حداكثر مجاز (MCL) محدود شده است. از جمله اين مواد مضر ميتوان تري هالومتان (THM) كه در روش كلرزني از تركيب كلر با مواد آلي طبيعي ايجاد ميشود و همچنين كلريت و كلرات كه از دي اكسيد كلر توليد ميشوند را نام برد.
اگر چه WHO كيفيت باكتريولوژيكي آب را در اولويت نخستين قرار مي دهد- و بهمين دليل مقدار مجاز توصيه شده كلروفرم را بصورت مستمر از mg/l 30 در سال 1984 تا به mg/l 200 در سال 1993 ]1 [بالا برده است- بر اساس اين واقعيت كه مقدار مصرف مواد بيماريزاي جانبي گندزدايي كه بصورت هاي مختلف وارد بدن ميشود، با توسعه زندگي ماشيني به حد خطرناكي افزايش يافته و موجب بروز امراض مختلف ميگردد، در ممالك اروپايي امروزه با وضع قوانين جديد، حد مجاز اين مواد در آب لوله كشي بصورت مستمر كاهش داده ميشود.
در اين راستا و بمنظور حفظ سلامت انسان و محيط زيست، كاهش حفاظت شبكه با هدف متوقف كردن كامل آن ضروري بنظر مي رسد. از آنجائيكه اين هدف بايد همزمان با حفظ كيفيت بهداشتي آب اعمال شود، بايستي كيفيت شيميايي آب، فرايند تصفيه و همچنين شبكه توزيع و سيستم كنترل كيفي بازنگري شوند. در ذيل بعنوان نمونه اصلاحات و اقداماتي كه در شبكه آبرساني شهر زوريخ در اين زمينه انجام گرفته است، تشريح ميشود.
2- دلايل رشد دوباره ميكروارگانيزم ها در شبكه هاي توزيع
براي اينكه آب آشاميدني را بتوان بدون افزودن مواد ضدعفوني كننده ذخيره و يا در شبكه توزيع كرد، بايد استانداردهاي كيفيت ميكروبيولوژيكي قانوني را به خوبي رعايت نمود. با وجود اين، اين عمل بخودي خود ضمانت نمي كند كه آب در محل مصرف نيز هنوز كاملا پاكيزه باشد.
دلايل مختلفي براي رشد دوباره باكتري ها در شبكه توزيع وجود دارد :
باكتري ها ممكن است در محل هايي كه شبكه صدمه ديده و يا نشتي دارد مخصوصا وقتي فشار منفي پيش مي آيد، در آن نفوذ كنند. علاوه بر اين، لوله هاي كم جريان و با آب راكد، براي رشد دوباره باكتري ها مستعد هستند.
يك دليل عمده ديگر براي رشد مجدد ميكروبيولوژيكي، وجود مقدار زياد مواد خوراكي قابل جذب براي باكتري هاي باقيمانده در آب است. كربن آلي قابل جذب (AOC) بطور كلي يك قسمت كوچك از كربن آلي حل شده (DOC) در آب را تشكيل ميدهد. به گفته فان در كوي و همكاران ]2[، AOC بايد در حد پايين تر از مقدار mg 10 استات كربن معادل در يك ليتر آب تصفيه شده نگه داشته شود.
جنس نامناسب لوله ها، مخصوصا پلاستيك يا پوششهاي آلي، ميتوانند با عناصر قابل تجزيه خود، آب را آلوده كرده و باعث رشد دوباره باكتري ها شوند ]3[. اين موضوع بايستي كه هنگام انتخاب مواد براي لوله هاي جديد و يا ترميم قسمتي از شبكه مورد توجه و بررسي قرار بگيرد.
3- شرايط لازم براي كار شبكه توزيع فاقد مواد ضدعفوني كننده
1 . 3- سيستم خطوط لوله
قبل از متوقف كردن حفاظت شبكه، لازم است كه شبكه توزيع دقيقا كنترل گرديده و در صورت ضرورت قسمت هاي آسيب ديده تعمير شوند. شاخص معتبر براي تخمين وضع سيستم شبكه توزيع، نرخ نشتي آب است كه بوسيله مقدار آب بحساب نيامده و تعداد شكستگي هاي خط لوله تعيين ميشود. بعلاوه فشار آب به ميزان چند بار (bar) بالاتر از فشار آب معمولي، كمك ميكند كه از ورود آلودگي باكتريايي از خارج جلوگيري شود. شبكه آبرساني زوريخ با فشار 4 تا 11 بار و با حدود 8% آب بحساب نيامده شرايط لازم براي كار شبكه بدون مواد ضدعفوني كننده را كاملا برآورده ميكند.
مسئله ديگر اين است كه در قسمتهايي از شبكه كه جريان آب در لوله ها ضعيف است، بايد آبهاي راكد و كم حركت جابجا شوند. اين عمل بطور منظم بوسيله شستشوي اين مقاطع با آب پرفشار انجام مي گيرد. بدين منظور خاص لوله هاي آب آتش نشاني زوريخ دوبار در سال باز و شستشو ميشوند. همچنين بايد اضافه نمود كه پس از تجديد يا تعمير لوله ها، گندزدايي با آب ژاول يا ماده ضدعفوني ديگر كاملا ضروري است.
اگر به تنوع فوق العاده لوله هاي پلاستيكي و پوششهايي كه امروزه ارائه ميشوند، توجه شود، مشاهده ميشود كه انتخاب لوله مناسب كه مواد قابل تجزيه از خود آزاد نميكند، تا حدي دشوار است. براي انتخاب صحيح لوله ها ميتوان ازتجربياتي كه در طول سالها بدست آمده است و همچنين از قوانين و استانداردهايي كه در دسترس هستند مانند دستورالعمل هاي KTW و DVGW-Merkblatt W270 آلمان ]4[ استفاده نمود.
2 . 3- پالايش آب
آبهاي زيرزميني و چشمه ها معمولا حاوي مقدار كمي مواد آلي قابل جذب (AOC) هستند و از اين نظر موجب رشد باكتريايي نمي شوند. از آنجائيكه اين نوع آبها معمولا از لحاظ ميكروبيولوژيكي نيز وضعيت مطلوبي دارند، در توزيع آبهاي زيرزميني معمولا به حفاظت شبكه نياز نيست. حتي اگر بطور استثنا آلودگي ميكروبيولوژيكي پيش بيايد، بطور مثال پس از باران هاي شديد، نيازي به استفاده ازاكسيد كننده هاي شيميايي نمي باشد. در اين مورد به خوبي ميتوان بوسيله پرتو فرا بنفش (UV) گندزدايي نمود.
آبهاي سطحي به هرحال هميشه نياز به پالايش، شامل گندزدايي بي خطر و كاهش كربن آلي قابل جذب (AOC) وجود دارد. موضوع قابل توجه اين كه بعد ازكلرزني و يا ازن زني مقدار AOC كه در اثر عمل اكسيداسيون توسط كلر و يا ازن بطور مثال از تجزيه اسيدهاي هوميك توليد ميشود، زياد شده و در نتيجه احتمال رشد مجدد باكتريها را نيز بالا ميبرد. شركت آبرساني زوريخ از اين موضوع وقتي آگاه شد كه در سال 1968 مرحله كلريناسيون در انتهاي فرايند تصفيه حذف و ازن زني جايگزين آن شد ]5[ .هدف اين تجربه جلوگيري از ايجاد كلروفنولها پس از آلودگي احتمالي درياچه زوريخ بوسيله فنول بود. نتيجه اين آزمايش افزايش سريع شمارش ميكروبي در شبكه توزيع بود كه منجر به قطع پيش از موعد آزمايش پس از هفت هفته شد. از اين آزمايش نتيجه گرفته شد كه پس از ازن زني يا كلريناسيون مواد اكسيد شده قابل تجزيه توسط ميكروارگانيزم ها بايستي بوسيله يك فيلتر فعال بيولوژيكي تصفيه شوند. براي اين منظور فيلترهاي كربن فعال و صافي هاي شني آهسته مناسب هستند.
در دو تصفيه خانه شهر زوريخ، از سيستم مركب ازن زني - كربن فعال - فيلتر شني آهسته استفاده ميشود(شكل1). بدين ترتيب مقدار AOC پس از تصفيه كاملا زير مقدار مجاز باقي مي ماند. در نتيجه، آب آشاميدني با AOC كمتر از mg/l 10 ]6[ و DOC به مقدار mg/l 0/1 ~ 8/0 و شمارش ميكروبي زير cfu/l 10 بدست مي آيد. از آنجائيكه كيفيت آب زيرزميني كه به همين شكبه تزريق ميشود حتي از اين نيز بهتر است، شركت آب شهر زوريخ توانست كه حفاظت شبكه بوسيله تزريق كلر را براي يك دوره آزمايش متوقف سازد.
3- فرايند متوقف سازي حفاظت شبكه
در فرايند بهينه سازي، يعني حذف كامل مواد ضدعفوني كننده از شبكه آبرساني، بهتر است كه مقدار تزريق كلر بصورت گام بگام و در طول يك دوره معين كاهش داده شود. در اين مدت بايستي وضعيت باكتريايي آب بطور مستمر كنترل گردد. بخصوص توجه خاص بايستي به نواحي با جريان ضعيف آب و همچنين لوله هاي پلاستيكي و يا لوله هاي با پوشش داخلي از پلاستيك معطوف شود.
سازمان آب شهر زوريخ اين خط مشي را از سال 1968 دنبال نمود (شكل2). در اولين قدم، مقدار mg/l 55/0 كلر كه از سال 1953 تزريق مي شد، در سال 1971 به مقدار بسيار كمترmg/l 13/0 دي اكسيد كلر تغيير يافت. عامل اين تغيير، سانحه فنول در درياچه زوريخ در سال 1967 ]7[ و همچنين كشف تري هالومتانها (THM) به عنوان محصول جانبي روش كلر زني بود.
در سالهاي 1975 و 1978، دو تصفيه خانه Lengg و Moos با فرايند تصفيه هشت مرحله اي تجهيز شدند و در نتيجه امكان كاهش بيشتر مقدار دي اكسيد كلر فراهم گرديد. با كاهش نهايي دي اكسيد كلر به ميزان mg/l 03/0 تا 05/0 ، مقدار باقيمانده دي اكسيد كلر در محل خروجي تصفيه خانه ها به مقدار mg/l 02/0 رسيد و هنوز داراي تاثير ضدعفوني بود. اين مطلب با پوتنسيال ردكس كه هرگز به زير مقدار mV 700 نرفت، قابل اثبات بود. در اين مرحله، در شبكه پس از مخازن ذخيره، كلر باقيمانده يافت نمي شد. از اين تاريخ، برداشتن گامهاي نهايي براي حذف كامل حفاظت شبكه اي فقط نياز به زمان داشت. از آغاز سال 1993 تا كنون سيستم توزيع آب بدون هيچگونه حفاظت شبكه اجرا ميگردد.
با وجود اين، براي واكنش سريع در مقابل آلودگي احتمالي در خروجي تصفيه خانه ها، در مخازن و يا شبكه، تجهيزات كلرزني باري عملكرد فوري و تزريق دي اكسيد كلر همواره آماده نگهداري ميشود. همچنين براي ضدعفوني هاي موضعي، يك دستگاه سيار براي شستشوي لوله ها با آب ژاول در دسترس ميباشد.
4- تجربيات حاصله
در طول سه ماه اول پس از قطع كامل تزريق مواد ضدعفوني به شبكه، هيچ مشكلي در شبكه پيش نيامد. در اين دوره، مقدار ميانگين شمارش ميكروبي (12 تا 28 نمونه برداري در هفته ) در آب تصفيه شده در محل خروج تصفيه خانه از صفر تا 3 واحد به صفر تا 6 واحد در ميليگرم افزايش نشان داد. در شبكه توزيع يك افزايش جزيي ميانگين شماره ميكروبي(66 نمونه برداري در هفته) از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليگرم مشاهده گرديد. اين نتايج، تجربيات آمستردام را تاييد مي نمود ]8[. افزايش موضعي شمارش ميكروبي تا حد cfu/ml 300-100 كه قبل از حذف كلر نيز مشاهد ميگرديد، با بالا بردن سرعت جريان آب به حد m/sec 5/0 در لوله هاي موردنظر، برطرف گردد.
در اين زمان يكي از تصفيه خانه ها بعلت نقص فني براي مدت يك هفته تعطيل گرديد. پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه و وصل به شبكه، شمارش ميكروبي در آب تصفيه شده تا cfu/ml 1000 بالا رفت. بدين دليل تزريق موقت مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر در اين تصفيه خانه غير قابل اجتناب بود. پس از اين اقدام، شمارش ميكروبي در شبكه بلافاصله به زير cfu/ml 10 سقوط كرد. همچنين شمارش ميكروبي پس از فيلتر شني آهسته اين تصفيه خانه در مدت دو ماه به كمتر از cfu/ml 20 رسيد و در نتيجه پس از اين مدت ادامه عمليات بدون كلرزني مجددا امكان پذير شد. دليل اصلي افزايش شمارش ميكروبي پس از توقف يك هفته اي، رشد تشديد شده باكتريها در آب راكد داخل فيلترهاي شني آهسته فاقد مواد ضدعفوني، و جاري شدن باكتريها به داخل شبكه پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه بود.
پس از اين دوره، به دليل عملياتي تصفيه خانه، تا ماه مارس 1994 همچنان به مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر به آب اضافه گرديد. از اين تاريخ كه مجددا تزريق كلر كاملا قطع گرديد تا به امروز، ميانگين شمارش ميكروبي آب آشاميدني در حدود شمارش شده در سه ماه اول سال 1993 باقي مانده است.
اين تجربه نشان داد كه تغيير سيستم از فرايند داراي حفاظت شبكه به سيستم فاقد كلرزني ايمني به رعايت ملاحظات بهداشتي نياز دارد. پرسنل بايد بياموزند كه در رابطه با استفاده از دستگاهها و تاسيسات مرتبط با آب احتياط لازم را بعمل آورند تا باعث آلودگي آب نشوند. البته اين مساله با آموزش صحيح قابل حل مي باشد.
5- جمع بندي
هدف بهينه سازي سيستم آبرساني يعني توزيع آب آشاميدني بدون افزودن مواد شيميايي براي حفظ شبكه، ميتواند براي آبهاي سطحي نيز پياده شود. بدين منظور، يك فرايند تصفيه مؤثر كه كربن آلي قابل جذب (AOC) را زير mg/l 10 و شمارش ميكروبي را زير cfu/ml 10 نگاه دارد، غير قابل اجتناب است. علاوه بر اين شبكه توزيع بايد سالم بوده و بخوبي نگهداري شود. براي پياده سازي سيستم توزيع آب فاقد مواد ضدعفوني، تقليل گام بگام مقدار مواد ضدعفوني كننده همزمان با يك كنترل دقيق پارامترهاي بهداشتي شبكه كاملا ضروري است.
منبع: http://www.articles.ir
آیا میدانید که ......!!!
ازن كه جزء اصلي دود مه است, گازي است كه از تركيب اكسيد نيتروژن و هيدروكربنها در حضور نور آفتاب به وجود ميآيد. در اتمسفر, ازن به طور طبيعي به صورت لايهاي كه ما را از اشعه ماوراء بنفش محافظت ميكند وجود دارد. ولي زماني كه در سطح زمين توليد شود كشنده است.
خودروها, نيروگاهها, كارخانههاي شيميايي, پالايشگاههاي نفت و... از اصليترين منابع ازن هستند كه همه ساله ميليونها تن هيدروكربنهاي مختلف و اكسيدهاي نيتروژن را وارد هوا ميكنند.
صدمات ريوي ناشي از هواي آلوده به ازن, خطري است كه بسياري از مردم را تهديد مي :ند, اين آلودگي به ساير موجودات زنده از جمله گياهان و محصولات كشاورزي نيز صدمات جبرانناپذيري وارد ميكند.
كلروفلئوروكربنها (CFCs) , هالونها (halons) و ساير مواد شيميايي مصنوعي، در 10 تا 50 كيلومتري بالاي سرما شناورند. آنها تجزيه شده مولكولهايي آزاد ميكنند كه ازن را از بين ميبرند. CFC ها مواردي هستند كه صدها مصرف گوناگون دارند چون در مقابل شعله مقاوم بوده و به راحتي تجزيه نميشوند. به خاطر اين پايداري آنها تا 150 سال باقي خواهند ماند.گازهاي CFCبه آرامي تا ارتفاعات 40 كيلومتري صعود كرده و تحت نيروي تشعشعات ماوراي بنفش خورشيد شكسته شده و عنصر شيميايي كلر را آزاد ميكنند. بعد از آزادي هر اتم كلر قبل از برگشت به زمين, حدود 100000 مولكول ازن را از بين ميبرد بخشي از لايه ازن در سطح جهان تا بحال توسط گازهاي CFC تخريب شده است.
با تخريب لايه ازن رسيدن اشعه ماوراء بنفش به سطح زمين, بروز سرطان پوست, بيماري آب مرواريد و تضعيف سيستم دفاعي بدن, افزايش مييابد. با نفوذ بيشتر اشعه ماوراء بنفش از لايههاي اتمسفر, اثرات آن بر سلامتي بدتر شده بهرهدهي محصولات كشاورزي و جمعيت ماهيها كاهش خواهد يافت
کشوری که مردمش ازنظر مسايل زيست محيطی آگاه باشند بيش از ديگرکشورها از بخت توسعه برخوردار است.
زمين منبع محدودی است وبه مقدار آن افزوده نمی شود . تمام زمينهای موجود در کره ما قابل کشت نيستند . هرجه جمعيت بيشتر شود فشار بيشتری برای توليد غذا برزمين وارد می شود.
مردم با تنظيم تعداد فرزندان خود به نسبت منابع وامکانات موجود امکان برخورداری نسل آينده را ازآموزش وبهداشت مناسب فراهم کرده طبعا فقر نيز کاهش می يابد.
يک نشتی کوچک در عرض يک سال چند هزار ليتر آب را هدر می دهد.
هر فرد بطور متوسط در طول روز يک کيلوگرم زباله خانگی توليد می کند و بهرين راههای کاهش اين مقدار محدود کردن مصرف و استفاده مجدد از وسايل قبل از دور انداختن آنها ( مثلا استفاده از ساکهای نايلونی خريد به جای کيسه زباله ) و بازيافت زباله می باشد .
در بازيافت هرتن شيشه از متصاعد شدن 1057 کيلوگرم دی اکسيد کربن به داخل هوا جلوگيری می شود.
با جمع آوري و بازيافت آلومينيم مي توان آلودگيهاي زيست محيطي را به مقدار زياد كاهش دادو در مصرف انرژي صرفه جويي كرد؟
توليد آلومينيم از آلومينيم بازيافت شده 90% انرژي كمتري از توليد آن از سنگ معدن نياز دارد.
بازيابي آلومينيم آلودگي هاي مربوطه را 95% كاهش مي دهد.
ظروف و ضايعات آلومينيم مانند فويل آلومينيومي ، قوطي هاي نوشابه و كنسرو ، بشقاب ، چهارچوب پنجره ها و تراشه هاي آلومينيوم در كارگاهها قابل بازيافت هستند.
با بازيافت فلزاتي مانند آلومينيوم مي توان به مقدار زيادي استخراج از معادن را كاهش داد و با پيشگيري از ايجاد حفره در سطح كره زمين زيبايي آن را حفظ نمود.
منبع: وبلاگ جمعیت کویر سبز کاشان
مديريت زباله هاي شهري
قسمت 2
دكتر قاسمعلي عمراني
دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي تهران
2 ـ طبقه بندي مواد زايد جامد
عبارت مواد زايد جامد (solid wastes) به مجموعه مواد ناشي از فعاليتهاي انسان و حيوان كه معمولا جامد بوده و به صورت ناخواسته و يا غير قابل استفاده دور ريخته ميشوند اطلاق ميگردد. اين تعريف به صورت كلي در برگيرنده همه منابع، انواع طبقه بنديها، تركيب و خصوصيات مواد زايد بوده و به سه دسته كلي زباله هاي شهري، زباله هاي صنعتي و زباله هاي خطرناك تقسيم ميگردند :
2 ـ 1 ـ زباله هاي شهري
در نشريات و كتب از تعاريف و طبقه بنديهاي مختلفي براي توضيح اجزاء مواد زايد جامد شهري استفاده شده است. تعاريف ارائه شده در زير ميتواند به عنوان يك راهنما براي شناسايي اجزاء مواد زايد شهري مورد استفاده قرار گيرد (2)
زايدات غذايي
به قسمت فسادپذير زباله كه معمولا از زايدات گياهي، تهيه و طبخ و يا انبار كردن مواد غذايي به دست ميآيد، اطلاق ميشود. كمّيت پس مانده هاي غذايي در طول سال متغير بوده و در ماه هاي تابستان، كه مصرف ميوه و سبزي بيشتر است، به حداكثر ميرسد. پس مانده هاي غذايي مهمترين قسمت زباله است، چرا كه از يك سو به دليل ت